تبلیغات
حاشیه ها

آرشیو
Archive
آمار سایت
Statistics
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


تنهایی ام را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست
گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست
غم آنقدر دارم که می خواهم تمام فصلها را
بر سفره ی رنگین خود بنشانمت بنشین غمی نیست
بر سفره ی رنگین خود بنشانمت بنشین غمی نیست
حوای من بر من مگیر این خودستانی را که بی شک
تنهاتر از من در زمین و آسمانت آدمی نیست
ایینه ام را بر دهان تک تک یاران گرفتم
تا روشنم شد : در میان مردگانم همدمی نیست
همواره چون من نه : فقط یک لحظه خوب من بیندیش
لبریزی از گفتن ولی در هیچ سویت محرمی نیست
من قصد نفی بازی گل را و باران را ندارم
شاید به زخم من که می پوشم ز چشم شهر آن را
دردستهای بی نهایت مهربانش مرهمی نیست
شاید و یا شاید هزاران شاید دیگر اگرچه
اینک به گوش انتظارم جز صدای مبهمی نیست

توسط در جمعه 26 آذر 1389 ::  نظرات   ,  

آهنگ جدید و زیبای سروش هیچکس با نام نفرت ... با 2 کیفیت







MP3 128

Nefrat

OGG

Nefart

توسط در جمعه 23 مهر 1389 ::  نظرات   ,  


سینمای ما- امیر جعفری و ترانه علیدوستی به عنوان بازیگران نمایش «درس» به کارگردانی داریوش مهرجویی انتخاب شدند. مهرجویی که قصد دارد «درس» را در بیست​ و نهمین جشنواره تئاتر فجر اجرا کند این روزها مشغول انتخاب بازیگران آن است. مهرجویی سال​ها قبل نمایشنامه «درس» نوشته اوژن یونسکو را ترجمه کرده بود و بالاخره خود تصمیم گرفت آن را روی صحنه ببرد.

رضا درمیشیان دستیار مهرجویی و مدیر تولید این نمایش از آغاز مراحل پیش​تولید و انتخاب بازیگر این نمایش خبر داده و اعلام کرده به زودی تمرینات آن آغاز می​شود.

درمیشیان همچنین درباره اجرای عمومی «درس» نیز گفت این مسئله در حال بررسی است. او گفت: «از آن جایی که آقای مهرجویی چند سال است می‌خواهند نمایشی را به صحنه بیاورند، اما هر بار شرایط مناسب فراهم نمی‌شود، امیدوارم این بار با همکاری و همراهی مثبت اداره کل هنرهای نمایشی این طلسم شکسته شود.»

توسط در جمعه 23 مهر 1389 ::  نظرات   ,  

شركت كانن آخرین نسخه از نرم افزار مدیریت چاپ عكس خود موسوم به UniFlow را عرضه كرده است.

به گزارش بخش خبر شبکه فن آوری اطلاعات ایران از فارس، این نرم افزار برای تسهیل فرایند چاپ عكس های دیجیتال بدون نیاز به رایانه طراحی شده و از امنیت مناسبی نیز برخوردار است.

نسخه 5 این نرم افزار مدت زمان چاپ عكس ها را هم كاهش می دهد و از ثبات و پایداری خوبی نیز برخوردار است. با استفاده از این نرم افزار در كنار چاپ عكس می توان اسكن اسناد مختلف را هم مدیریت كرد و بعد از اسكن كردن اسناد یاد شده را به گونه ای پیكربندی كرد تا از هرگونه سرقت و نفوذ خرابكاران جلوگیری شود.

این نرم افزار همچنین به گونه ای برنامه ریزی شده كه افراد غیرمجاز نتوانند با استفاده از آن اسناد مختلف را اسكن كنند. برای این كار تنها كافیست برخی كلید واژه ها را برای این دستگاه تعریف كرد. در جریان اسكن چنانچه نرم افزار متوجه وجود این لغات در اسناد شود فرایند اسكن را متوقف كرده و یك ایمیل برای كاربر اصلی نرم افزار ارسال می كند تا وی را از تلاش برای اسكن كردن یك سند آگاه كند.

 

توسط در جمعه 9 مهر 1389 ::  نظرات   ,  

شبكه‌های نسل آینده آمیزه‌ای یكپارچه از شبكه تلفن عمومی (پی‌اس‌تی‌ان) و شبكه‌ی عمومی داده‌های (پی اس دی ان) هستند كه انعطاف پذیری را به گونه‌ای چشم‌گیر افزایش می‌دهند.

با توجه به آن كه روند مقررات‌زدایی و آزاد‌سازی در بازار مخابرات به رقابت دامن‌زده‌ است ،قیمت‌ها كاهش یافته است و نوآوری‌ها اوج گرفته‌اند. شبكه‌ی نسل آینده نیز یكی از این نوآوری‌ها است. با همگرایی خدمات صوتی و داده‌ای، شبكه‌ی "پی اس تی ان" در معرض دگرگونی شگرفی قرار گرفته است. شبكه‌ی جدیدی در حال سر برآوردن است كه خاستگاه‌اش فناوری‌‌ها نو،‌ تقاضا‌های نو و شدت‌گیری رقابت است.

این دگرگونی همسانی‌های بسیاری با تحولی داردكه طی دهه‌ی گذشته در قلمرو پردازش اطلاعات رخ داد. شبكه‌های بزرگ متكی به بزرگ رایانه‌های متمركز و گران قیمت و پایانه‌های دست و پا گیر جای خود را به شبكه‌های گسترده‌ی كنونی  داد كه استخوان‌بندی‌شان را رایانه‌های رومیزی ارزان و كوچك و متصل  به هم تشكیل می‌دهند. به لطف این تحول بود كه پیوند نزدیك‌تری میان كاربر نهایی و برنامه‌های  كاربری برقرار شد،‌ هزینه‌ی كلی كاهش یافت و انعطاف‌پذیری و قابلیت كاربرد  سامانه‌ها به گونه‌ای چشم‌گیر افزایش یافت.

به بیان دیگر نسل جدید شبكه‌های ارزان قابلیت آن را دارند كه همان تحول را در بازار خدمات مخابراتی پدید آورند كه رایانه‌ای شخصی  رومیزی در بازار خدمات پردازش رایانه‌ای پدید آوردند.  سوییچ‌های بزرگ و متمركز همچنان نقش مهمی در شبكه خواهند داشت اما سوییچ‌های برنامه‌پذیر و توزیع شده نیز در تغییر چشم‌انداز شبكه نقش مهمی ایفا خواهند كرد.

حلقه‌ی گمشده

معماری نسل آینده شبكه، نقش بسیار مهمی در شكل‌گیری این تحول دارد و در واقع حلقه‌ی گمشده‌ی بین شبكه‌های "پی اس دی ان" است.

معماری سویچینگ نسل آینده،رهیافتی كاملاً  نو به دست می‌دهد كه خدمات زیر را فراهم می آورد:

*ارائه‌ی كاركرد‌های سوییچی با هزینه‌ای بسیار كم‌تر از سوییچ‌های متعارف

* توزیع كاركرد سوییچی در لبه‌های شبكه نه در مركزیت آن

* حفظ سرمایه گذاری‌های موجود از طریق پشتیبانی از تمام استاندارد‌های موجود شبكه‌های آنالوگ و دیجیتال، واسط‌ها، خطوط انتقال و عناصر خدمات

*كاستن از شمار عناصر شبكه از طریق تركیب مجموعه‌ای از كار‌كرد‌های تحول خدمات،‌ برنامه‌ها‌ی كاربردی و خدمات تلفن.

* فراهم آوردن امكان ایجاد خدمات جدید از طریق واسط‌های برنامه‌پذیر و انعطاف‌پذیر.

* افزایش چشم‌گیر میزان پذیری برای آن كه بهره‌برداران شبكه بتوانند شمار مشتركین خود را به سرعت و به گونه‌ای مقرون به صرفه افزایش دهند.

*افزایش گسترش پذیری شبكه از طریق استفاده از معماری باز و در نتیجه برخورداری از مزایای پیشرفت‌های آینده در قلمرو فناوری‌ها

* بازنگری در طراحی شبكه به گونه‌ای كه قابلیت پایداری در برابر ایراد‌های به حداكثر برسد و اوقات از كار افتادگی به صفر برسد.

* كاستن از هزینه‌های بهره‌برداری با استفاده از قابلیت‌های پیشرفته‌ی نگه‌داری و عیب‌یابی از راه دور.

* افزایش در آمد‌ها از طریق ارائه هر چه سریع تر خدمات به بازار، كاستن از هزینه‌های بالاسری و ارائه ی قابلیت‌های مدیریت از راه دور.

سوییچ‌های نسل آینده

سوییچ‌های نسل آینده انعطاف ‌پذیر‌ترین كار پایه‌‌های (پلاتفورم) موجود هستند. سوییچ‌های نسل آینده آمیزه‌ای از میزان‌پذیری قوی، محیط باز برای ایجاد خدمات،‌ عیب‌یابی و مدیریت از راه دور و بالا‌ترین دسترس‌پذیری به دست می‌دهند و گذار از معماری امروزی سوییچ‌ها به سوی معماری مقرون به صرفه‌تر و كارآمد‌تر شبكه‌های نسل آینده را میسر می‌كنند.

میزان پذیری قوی:

سوییچ‌ها نسل آینده به گونه‌ای ساخته شده‌اند كه برای برآورده سازی نیاز هر تعداد مشترك میزان پذیرند. این سامانه‌ها را به گونه‌ای طراحی كرده‌اند كه هزینه‌ی راه‌اندازی و آغاز به كار با آن‌ها اندك باشد و به مرور و با گسترش كار به تدریج افزایش  یابد به این ترتیب شركت‌های مخابراتی بهتر می‌توانند از سرمایه‌های خود استفاده كنندو به میزانی كه شبكه‌اشان نیاز دارند به خرید ظرفیت اقدام كنند. همین كه به ظرفیت بیشتری نیاز افتاد می‌توان كارت‌های بیشتری نصب كرد.

محیط ایجاد خدمات:

برای عقب‌ نماندن و پیروزی در محیطی رقابتی، شركت‌ها چاره ای ندارند جز ارائه‌ی خدمات پیشرفته و در آمد‌زا. یكی از مزیت‌ها سوییچ‌های نسل آینده همین محیط ایجاد خدمات است. محیط ایجاد خدمات در سوییچ‌های نسل آینده به طور معمول به صورت یك واسط كاربری گرافیكی است و شركت‌های مخابراتی می‌توانند همان مقدار كه مشتریان‌شان نیاز دارند خدمات ایجاد كنند و بابت آن پول خرج كنند. شركت‌های مخابراتی دیگر لازم نیست كه

چشم به راه ارتقاء نرم افزار‌ها توسط فروشندگان سوییچ بمانند. در عوض می‌توانند به سرعت و به گونه‌ای مقرون به صرفه به تولید نرم‌افزار‌های اختصاصی خود بپردازند و در این راه از خدمات شركت‌های كوچك ثالث استفاده كنند. این كار یك حسن دیگر هم دارد،‌ هر شركت مخابراتی برنامه‌ی كاربردی خاص خود را دارد بنابر این توانایی رقبا برای ارئه خدمات مشابه‌ محدود می‌شود.

مدیریت و عیب‌یابی از راه دور:

شركت‌های مخابراتی می‌توانند با استفاده از سوییچ‌های نسل آینده شبكه‌ای گسترده از سوییچ‌های هوش‌مند ایجاد كنند اما در قلمرو مدیریت با یك سوییچ مجازی سرو كار داشته باشند. در كنار این شبكه یك واسط كاربری گرافیكی بسیار كارآمد هم وجود دارد كه به شركت‌های مخابراتی امكان می‌دهد شبكه‌اشان را از راه دور اداره كنند. سوییچ‌های نسل آینده به شركت‌های‌ مخابراتی امكان می‌دهند از طریق رایانه‌ی میزبان متصل به شبكه‌ی نسل آینده به منابع روی هر كارت دسترسی یابد. این قابلیت به گونه‌ای چشم‌گیر هزینه‌های بهره‌برداری از شبكه را كاهش می‌دهد.

بالا‌ترین دسترس پذیری:

در سوییچ‌های نسل آینده میزان از كار افتادگی به صفر می‌رسد و این به لطف نرم‌افزار‌هایی است كه در برابر بروز ایراد بسیار مقاوم‌اند و در حین كار می‌توان آن‌ها را تنظیم كرد. در این كارپایه‌ برای ارتقا نرم افزار‌ نیازی به خواباندن سامانه‌ یا قرار دادن آن در حالت كار كرد ساده نیست. یعنی در حین كار سوییچ می‌توان به بارگذاری و فعال سازی نرم افزار پرداخت. حتی وقتی كه مكالمه‌ها در حال انجام هستند نیز می‌توان بدون وقفه‌ای عمل ارتقاء به نرم‌افزار جدید را انجام داد. شركت‌های مخابراتی با استفاده از سوییچ‌های نسل آینده می‌توانند خدمات و قابلیت‌های جدید را به صورت بی‌درنگ عرضه كنند و نیازی نیست كه منتظر بمانند تا ترافیك شبكه به حداقل برسد.

انعطاف پذیری كاركردی

سوییچ‌های نسل آینده را می‌توان در كاربرد‌های شبكه‌ای گوناگون به كار گرفت كه برخی از آن‌ها عبارتند از:

* جانشین سوییچ‌های متعارف

* به كار‌گیری در كارپایه‌های خدمات پیشرفته

* استفاده در سوییچ‌های دسترسی محلی بی‌سیم و كنترل كننده‌های ایستگاه پایه

مزیت اقتصادی

آشكارترین مزیت سوییچ‌های نسل آینده پایین‌ بودن هزینه‌ی آن ها است. در سوییچ‌های نسل آینده در مقایسه با سوییچ‌های متعارف میزان سرمایه گذاری اولیه‌ی كم‌تری لازم است و میزان‌پذیری آن ها بسیار كم هزینه‌تر و بسیار خطی‌تر است. پیامد‌های اقتصادی این مزیت‌های هزینه‌‌‌ای آشكار است. حتی شركت‌های مخابراتی كوچك هم می‌توانند با استفاده سوییچ‌های نسل آینده وارد بازارشوندوبه به سودآوری برسند. همین كه این شركت‌های نوپا سهمی‌ از بازار را به دست آوردند می‌توانند به سرعت و به گونه‌ای مقرون به صرفه خود را با افزایش تقاضا هماهنگ كنند.

مزیت خدماتی

اما كاهش هزینه فقط بخشی از معادله‌ی رقابت است. امروزه مشتركین در پی خدماتی ابتكاری‌اند كه به ارزش ارتباطات شخصی آن‌ها بیافزاید. ایجاد و ارائه‌ی خدماتی مشتری‌پسند و پاسخ‌گوی نیاز‌های مشتركین برای دست یافتن به سود و عقب نماندن در گردونه‌ی رقابت ضروری است.

برنامه‌پذیری انعطاف‌پذیر یكی از مزیت‌های سوییچ‌های نسل آینده است و برنامه‌های خدمات پیشرفته نیز درون معماری سوییچ تعبیه شده است. بنابراین در بیشتر موارد نیاز به كارپایه‌ی جداگانه‌ای برای خدمات پیشرفته نیست و این هزینه‌های اولیه را باز هم كاهش می‌دهد. باز بودن معماری نرم‌افزاری امكان می‌دهد كه به سرعت بتوان خدمات و امكانات جدید را به اجرا در آورد و از شركت‌های ثالث برای تولید برنامه‌‌های كاربردی بهره گرفت.

 این انعطاف‌پذیری در كنار پایین بودن  هزینه و ماهیت نامتمركز و گسترده‌ی سوییچ‌های نسل سوم به بهره برداران شبكه امكان می‌دهد خدماتی مطابق پسند و نیاز گروه‌های مختلف مشتركین ارائه دهند، حتی اگر شمار مشتركین هر گروه بسیار اندك باشد. از آن جا كه در سوییچ‌های نسل آینده،‌ یكپارچه‌سازی قابلیت‌های شبكه بی‌نظیر است می‌توان خدمات صوتی،‌ خدمات داده‌ای،‌ خدمات اینترنتی‌، خدمات پیشرفته و غیره را با هم تركیب كرد و در قالب مجموعه‌هایی منحصر به فرد ارائه كرد. در محیطی رقابتی چنین قابلیتی برای بهره‌برداران شبكه مزیت چشم‌گیری به شمار می‌آید.

دگرگونی‌های بخش چند میلیارد دلاری مخابرات چنان شتابان است كه دشوار بتوان رویداد‌ها را پیش بینی كرد. در سده‌ی آینده آن دسته از بهره‌برداران شبكه می‌توانند رقابت كنند و برنده شوند كه آینده‌نگرو بسیار انعطاف پذیر باشند. شبكه‌های پیشرفته‌ی نسل آینده، مزیت‌های مهمی به دست می‌دهند:

* كاهش هزینه و پیچیدگی بهره‌برداری شبكه از طریق انتقال كار‌كرد‌های سوییچی به لبه‌ی شبكه‌ها

*همگرا كردن صوت و داده و انعطاف پذیر كردن بهره‌برداران شبكه برای برخورداری از مزیت استاندارد‌ها و فناوری‌های نو

* حفظ سرمایه‌گذاری‌های موجود شبكه و ایجاد قابلیت ارائه‌ی مقرون به صرفه‌ی خدمات جدید در بازار های جدید برای بهره‌برداران شبكه

 سوییچ‌های نسل آینده راهی برای گذار از شبكه‌های امروزی به  شبكه‌های همگرای آینده به دست می‌دهند. این سوییچ‌ها یكپارچه‌سازی شبكه‌های  "پی اس تی ان" و پی بستر‌های داده‌ای "آی پی" و "ای تی ام" را میسر می‌كنند. برنامه‌پذیری باز سوییچ‌های نسل آینده امكان می‌دهد تا بتوان به گروه‌های مختلف مشتركین خدمات پیشرفته و مشتری‌پسند عرضه كرد.

توسط در سه شنبه 30 شهریور 1389 ::  نظرات   ,  

جنگ‌های صلیبی
SiegeofAntioch.jpeg
زمان: از ۱۰۹۵ تا ۱۲۵۰
مکان:
نتیجه:
جنگندگان
مسیحیان مسلمانان
فرماندهان
ریچارد شیردل صلاح الدین ایوبی

درسال ۱۰۹۵ میلادی جنگ‌های صلیبی میان مسلمانان و مسیحیان آغاز شد.


جنگ‌های صلیبی به جنگ‌هایی گفته می‌شود که در آن مسیحیان برای رهایی بیت‌المقدس که زیر سلطه مسلمانان بود در قرون یازده و دوازده میلادی بدان دست می‌زدند.


نخستین کسی که پرچم جنگ را برافراشت مردی از افراد کلیسا بود به نام ادمار دو لوپویی. جنگ‌های صلیبی نه جنگ است که در جنگ اول و چهارم هیچیک از پادشاهان اروپایی دخالت نداشتند و فقط نجبا و اصیل زادگان بودند که بر صلیبی‌ها فرمانروایی می‌کردند. غیر از جنگ اول در باقی جنگ‌ها مسیحیان از مسلمانان شکست خوردند.

در سال ۱۰۹۵ میلادی پاپ اوربانوس دوم همه مسیحیان اروپایی را مجبور کرد تا علیه ترکان مسلمان قیام کنند و شهر اورشلیم(بیت المقدس) واقع در فلسطین را اشغال کنند. در همان سال، سپاه بزرگی مهیا و رهسپار نخستین جنگ صلیبی گردید. عده زیادی از جنگجویان صلیبی در طول سفر خطرناک از اروپا تا خاورمیانه جان خود را از دست دادند. آنها که زنده ماندند در سال ۱۰۹۹ میلادی بیت المقدس را تسخیر کردند. بین سالهای ۱۰۹۹ میلادی تا ۱۲۵۰ میلادی شش جنگ صلیبی دیگر رخ داد ولی در هیچ یک از آنها صلیبیون موفقیتی به دست نیاورند.


فهرست مندرجات

[نهفتن]

[ویرایش] سال‌شمار

۱۰۷۱ م

ترکان مسلمان سپاهیان مسیحی امپراتوری بیزانس را در «جنگ ملازگرد»، در ترکیه کنونی، شکست دادند. مسلمانان برای تسخیر مجدد سرزمین فلسطین به جنگ ادامه دادند و پیروز شدند. و مدتهای مدیدی بیت المقدس را در اختیار خود داشتند.


۱۰۹۵

در «کلرمون»، واقع در فرانسه، پاپ اوبانوس دوم از مردان در خواست می‌کند تا سپاهی علیه ترکان مسلمان تشکیل دهند و شهر بیت المقدس (اورشلیم) را مجدداً تسخیر کنند.

آوریل ۱۰۹۶

یک راهب فرانسوی به نام پیر هرمیت (پیر منزوی) هزاران کشاورز را سازماندهی و فرماندهی کرد که بعداً به اسم سپاه صلیبی مساکین معروف شدند.

اگوست ۱۰۹۶

هنگامی که پیروان پیر هرمیت که به اندازه کافی مجهز نبودند، به آسیای صغیر رسیدند از سوی ترکان مسلمان مورد هجوم قرار می‌گیرند . در همان سال ، سپاهی از شوالیه‌ها و اشراف به‌عنوان اولین سپاه منظم صلیبی از «لوپویی» واقع در فرانسه، حرکت کردند.

ژوئن ۱۰۹۹

بعد از سفری خطرناک که حدود سه سال طول کشید ، صلیبیون به نواحی اطراف بیت المقدس رسیدند.

ژوئیه ۱۰۹۹

بعد از محاصره‌ای کوتاه ، صلیبیون بیت المقدس را تسخیر و اهالی شهر را قتل عام کردند. آنها مسلمانان و یهودیان را با هم کشتند. یهودیانی که در کنیسه‌های خود پناه گرفته بودند زنده زنده سوزانده شدند.

۱۱۱۹

صلیبیان شهرهای مسیحی نشین جدید در سرزمین مقدس بنا کردند. دو گروه شوالیه جدید به نامهای تمپلار(پرستشگاه) و هاسپتیالر(مهمان نواز)، تشکیل داده شد. این شوالیه‌ها در عین حال نجیب زاده نیز بودند. آنها در مقابل حمله مسلمانان، از مهاجران مسیحی که به سرزمین مقدس می‌آمدند، محافظت می‌کردند و هزینه بیمارستانی را که ایتالیایی‌ها در سرزمین مقدس ساخته بودند را نیز می پرداختند.

۱۱۴۲

مهاجرانی از مسیحیان در سرزمین مقدس مستقر می‌شوند. آنها شروع به ساخت قصرهایی از جمله "قلعه شهسواران" در سوریه کردند. انبارهای زیرزمینی این قصرهای با شکوه ذخیره غذایی و سلاح را برای یک محاصره پنج ساله در خود جای می‌دادند.

۴۹- ۱۱۴۷

دومین گروه صلیبیون، به فرماندهی لوئی هفتم ، پادشاه فرانسه و کنرادسوم، امپراطور آلمان، برای دفاع از بیت المقدس حرکت کردند. بعد از شکست در تسخیر شهر مسلمان نشین دمشق، دومین جنگ صلیبی تمام شد.

۱۱۸۱

صلاح الدین ایوبی جنگجوی مسلمان پادشاه مصر می‌شود . او فرمانده نظامی بسیار ورزیده‌ای بود که سپاه اسلام را متحد کرد.

۱۱۸۷

سپاه صلاح الدین نیروهای صلیبی را در «جنگ حطین» در هم کوبید . قصرها و پایگاههای صلیبی‌ها یکی پس از دیگری به دست صلاح الدین افتاد. او بیت المقدس را مجدداً تسخیر کرد.

۹۲- ۱۱۸۹

سومین گروه صلیبیان به رهبری فلیپ دوم شاه فرانسه و ریچارد شیردل شاه انگلستان ، در مقابل صلاح الدین قرار می‌گیرند و جلوی پیشروی او را می‌گیرند ، اما نمی‌توانند بیت المقدس را اشغال کنند . یک قرارداد صلح که در ارصوف در ارض مقدس امضاء شد. تسلط صلیبیون را در طول سواحل تضمین کرد. به زائران اجازه داده شد تا از بیت المقدس (اورشلیم) دیدن کنند. ریچارد شیردل در راه بازگشت به انگلستان به‌وسیله دوک لئوپلد، فرمانروای اتریش، دستگیر و زندانی می‌شود. لئوپلد در ازای آزادی او باج هنگفتی طلب می‌کند.

۱۲۰۴

سپاهی که رهسپار چهارمین جنگ صلیبی گردید ، هرگز به ارض مقدس نرسید ، و به جای آن به قسطنطنیه حمله کرد. قسطنطینه پایتخت امپراتوری مسیحی بیزانس بود . صلیبیان شهر را غارت کردند و اهالی شهر را از دم تیغ شمشیرها گذراندند.

۱۲۱۲

در این سال یک چوپان به نام استیفن ، در نزدیکی «واندوم» در مرکز فرانسه ، یک سپاه صلیبی از بچه‌ها را به سمت بیت المقدس فرماندهی و راهنمایی کرد. او اعتقاد داشت که کودکان می‌توانند به جای زور از عشق برای شکست دادن مسلمانان استفاده کنند ودر حدود ۳۰۰۰۰ کودک از شهر «مارسی» در جنوب فرانسه، عازم بیت المقدس شدند. تعداد زیادی از کودکان در مسیر سفر جان دادند و بعضی از آنها به عنوان برده فروخته شدند. نتیجه جنگ صلیبی کودکان فاجعه بود.

۲۲-۱۲۱۷

پنجمین سپاه صلیبی در تسخیر مصر ناکام می‌ماند.

۲۹-۱۲۲۸

ششمین سپاه صلیبی ، به رهبری امپراتور مقدس روم ، فردریک دون ، دوباره بیت المقدس را به عنوان بخشی از قرار داد موقت صلح با مسلمانان، اشغال می‌کند.

۵۰- ۱۲۴۸

هفتمین سپاه صلیبی ، به رهبری لوئی نهم (سن لوئی) پادشاه فرانسه، به مصر حمله می‌کند. نتیجه این جنگ صلیبی که طی آن لوئی نهم اسیر می‌گردد، فاجعه آمیز بود.

۱۲۹۱

مسلمانان شهر عکا ، آخرین منطقه تحت نفوذ صلیبیان در ارض مقدس ، را فتح می‌کنند . این پیروزی به جنگهای صلیبی پایان بخشید.


صلیبیان با طعم زندگی مرفه و آسایش جدیدی که در سرزمین مقدس چشیده بودند از فلسطین به خانه هایشان در اروپا باز می‌گشتند.

[ویرایش] آثار جنگ‌های صلیبی

[ویرایش] لوت (عود) =

شوالیه‌هایی که از جنگ‌های صلیبی در خاورمیانه باز می‌گشتند، ره‌آوردهای فراوانی را از سرزمین‌های عربی با خود به اروپا آوردند که یکی از این ره‌آوردها ساز بربط یا همان عود می‌باشد. موسیقی نواخته شده با ساز عود، در دبار پادشاهان قرون وسطی محبوبیت خاصی به دست آورد. آهنگ‌های عود روی سیم‌های پنج جفتی ساز عود نواخته می‌شد.

[ویرایش] شکر و ادویه

در اروپای قرون وسطی، از عسل برای شیرین کردن غذاها و نوشیدنیها استفاده می‌کردند. صلیبیون نیشکر را به خانه بردند. قند و شکر به عنوان اشیاء گرانبها، در گنجینه‌ها نگهداری شد و فقط در مناسبتهای مخصوص مورد استفاده قرار می‌گرفت. صلیبیون همچنین ادویه جاتی مثل فلفل سیاه، دانه‌های خشخاش (تخم خشخاش)، سیر و همچنین میوه‌های خشک شده و لیمو را با خود به اروپا بردند. دولت-شهر ونیز، در شمال ایتالیا، در زمینه واردات مواد غذایی جالب توجه و جدید از خاورمیانه شکوفایی خاصی پیدا کرده بود.

[ویرایش] بهداشت و طرز لباس پوشیدن

صلیبیان همچنین روی زندگی ثروتمندان قرون وسطی اثر گذاشتند. در گرمای سرزمین مقدس، صلیبیون لباسهای سبک تر و گشادتر پوشیدند و دمپایی به پا کردند. در آب و هوای داغ خاورمیانه سربازان مجبور بودند بیشتر خود را بشویند، که این کار با استفاده از صابونها و عطرهای محلی صورت می‌گرفت. هنگامی که آنها به خانه‌های خودشان در اروپا بازگشتند، عادت حمام کردن را ادامه دادند. آرایش موهای اروپایی هم از آرایش موهای مسلمانان تأثیر گرفت. اولین گروه صلیبیان موهای خود را کوتاه نگاه می‌داشتند تا کلاه خودهای خود را به راحتی بر سر بگذارند. صلیبیون بعدها به پیروی از شرقیان، موی خود را بلند می‌کردند و مجعد می‌ساختند و آن را با حنا رنگ می‌کردند.

[ویرایش] پارچه‌های بسیار زیبا

پارچه‌های زیبای بافته در سرزمین‌های اسلامی، در اروپای قرون وسطی با استقبال عمومی روبه رو شد. پارچه‌های نخی نرم، مثل چیت و موصلی و تور بافته شده در غزه را، خانمهای اروپایی به‌عنوان مقنعه یا روبند ازکلاههای زیبایشان می‌آویختند. حریر گلدار و خوشرنگ دمشقی، پارچه پر طرفدار دیگری بود که صلیبیون از خاورمیانه به ارمغان می‌بردند. مسلمانان فرشها و قالیچه‌های رنگی می‌بافتند که صلیبیون با خود به کشورشان می‌بردند.

[ویرایش] قالیچه‌های ایرانی

بعد از جنگهای صلیبی فرشها و قالیچه‌های ایرانی کف اتاقها ورودی مبلهای خانه‌های قرون وسطی را پوشاند. پیش از آن برای پوشش کف اتاقها از بوریا استفاده می‌شد.

[ویرایش] آلات موسیقی

بعد از جنگهای صلیبی، ترویدورها، نغمه سرایان دربار از پادشاهان اروپای قرون وسطی، آوازهای خود را با نوای ساز عود Lute همراه ساختند. این ساز دارای پنج رشته سیم بود و از سرزمینهای اسلامی به اروپا برده شد.

[ویرایش] عینک

صنعتگران مسلمان اطلاعاتی را که درباره اعضای بدن انسان داشتند، با تخصص شیشه سازان ترکیب کردند وانواع عدسی‌های طبی را برای عینک ساختند. صلیبیان از این تخصص برای ساخت عدسی استفاده کردند و در اوایل قرن چهاردهم، عینکهای مطالعه با عدسی‌های محدب در یک کارخانه در ونیز ساخته شدند.

[ویرایش] سفر به بیت المقدس

نخستین گروه از جنگجویان صلیبی از راه خشکی به فلسطین سفر کردند. آنها از مجارستان عبور کرده و مستقیم از میان قسطنطنیه گذشتند و بعد به ارض مقدس (سرزمین فلسطین) پا گذاشتند. کشتیهای آنها استحکام لازم را نداشت و قادر به سفر دریایی نبودند. اما بعداً جنگجویان صلیبی از راه دریا و از طریق مدیترانه به بیت المقدس سفر کردند.

[ویرایش] سفر جنگجویان صلیبی

سفر به سرزمین مقدس، چه از راه دریا چه از راه خشکی، طولانی و مخاطره آمیز بود. اولین گروه از جنگجویان صلیبی بعد از ۳ سال به بیت المقدس رسیدند.

[ویرایش] دانش‌های ایرانیان و اعراب

صلیبیون علوم اسلامی را در شمال اروپا منتشر ساختند. علوم جدیدی را که صلیبیون با خود از شرق به اروپا بردند همه چیزرا از دریانوردی و فیزیک نور گرفته تا حسابداری و معماری، دستخوش تغییر ساخت. برای مثال، روش شمارش از ۰ تا ۹ (دستگاه دهدهی) که مسلمانان آن را از هندیان فرا گرفته بودند، در نتیجه جنگهای صلیبی به اروپا راه یافت و به طور وسیعی مورد استفاده قرار گرفت.الکامل فرزند ارشد صلاح الدین نیز پس از فهمیدن علاقه فردریک دوم به دانش مسلمانان، گروهی از ریاضیدانان و منجمان مسلمان را روانهٔ کاخ فردریک کرد(این کار با خشم شدید پاپ وقت همراه بود.)


[ویرایش] جذام

نتایج جنگهای صلیبی همیشه پر سود نبود. بیماریهایی مانند جذام، مرضی که روی پوست و اعصاب بیمار اثر نامطلوب می‌گذارد، به علت جنگ و عدم رعایت بهداشت شیوع پیدا کرد. این بیماری شکل ظاهری بیمار را تغییر می‌داد و افراد جذامی در جوامع قرون وسطی از جامعه طرد می‌شدند. جذامیان فقط مجاز بودند در «جذامی خانه‌ها» که در خارج از دیوارهای شهرها قرار داشتند، سکونت کنند. هنگامیکه افراد جذامی می‌خواستند از یک «جذامی خانه» به «جذامی خانه» دیگری بروند، مجبور بودند که با خود زنگ‌هایی را حمل کنند و مرتب آن را به صدا در آوردند تا بدینوسیله به دیگران اعلام خطر کنند که افراد مبتلا به جذام در حال عبور هستند

توسط در شنبه 27 شهریور 1389 ::  نظرات   ,  

 

مسیحیت مانند هر دین دیگر، فرقه هاى متعددى دارد که برخى از آنها باستانى و برخى نسبتا تازه هستند، همچنین برخى از آنها پیروان بسیار و برخى دیگر پیروان اندک دارند. مسیحیان فرقه را کلیسا مى نامند. در مسیحیت سه فرقه بزرگ و تعدادى فرقه کوچک وجود دارد. تفاوت بعضى از فرقه ها (مانند کاتولیک و ارتدوکس) با یکدیگر بسیار کم است، ولى برخى از آنها (مانند کاتولیک و پروتستان) با هم بسیار تفاوت دارند.

مذهب پروتستان
پروتستان (Protestant) واژه اى فرانسوى است که از زبان لاتینى آمده و معناى آن معترض ‍ است. پروتستان نهضتى بود علیه ارتجاع مذهب کاتولیک. فشار بیش از اندازه کلیساى کاتولیک و وجود دستورات بسیار سخنگیرانه آن و گرفتن باجهاى کلان از عوام بیچاره، مسیحى، باعث گردید که گروهى از روشنفکران از کلیساى روم فاصله بگیرند و راهى جداى از مذاهب کاتولیک و ارتودوکس بجویند. آنان نخستین جریان معترضى بودند که تاریخ مسیحیت خود مى دید. لوتر رهبر این نهضت در سال 1488 م علیه دکان روحانیت کاتولیک مبنى بر خرید و فروش گناه و بهشت و عفو نامه هاى پدران روحانى آشکارا به اعتراض برخاست. و این مبناى نخستین مذهب پروتستان گردید.
فلیسین شاله مى گوید: در قرون وسطى و پس از جنگهاى صلیبى، در اثر پیدایش افکار نوین در اروپا، گروهى دریافتند که کلیساى روم از کلیساى اولیه دین عیسى دور شده است. از طرفى بعضى از پادشاهان اروپا از استیلأ روحانى رم رنج مى بردند و در صدد بودند خود را از بند پاپ رها سازند. اخذ مالیاتهاى ارضى بوسیله کلیسا موجب وخامت اوضاع و تحریک مردم علیه دستگاه روحانى شد. این علل اخلاقى و سیاسى و اقتصادى در قرن شانزدهم میلادى اصلاحات جدیدى را در دین ایجاد کرد. لوتر از این فرصت مناسب استفاده کرد و به مخالفت علیه دستگاه کلیساى رم قیام کرد و سازمان کلیساهاى پروتستانى را بوجود آورد. کلیساهاى پروتستانى با وجود این که در برخى از مسائل با یکدیگر اختلاف دارند، مع ذلک در امورى مشترک هستند: همگى با قدرت الهى پاپ مخالف اند؛ بر خلاف کلیساى کاتولیک داراى تشکیلات دموکراسى هستند؛ اشخاص غیر روحانى در انتخاب پاسوران سهیم اند؛ مؤ منان براى ارتباط با خدا احتیاج به روحانیون ندارند؛ مقام کشیشى همگانى است؛ کشیشان ازدواج مى کنند؛ اعتراف به گناهان اجبارى نیست؛ اساس ‍ شریعت کتاب مقدس است؛ مؤ من مى تواند به آزادى اصول عقاید خویش ‍ را از کتاب مقدس بدست آورد و احتیاجى به روحانیان کلیسا ندارد؛ و به بکارت مریم و مقدسین و برزخ عقیده ندارند. در کلیساهاى پروتستانى در یک طرف مردمانى محافظه کار و قدیمى و در طرف دیگر مسیحیان آزادیخواه و حقیقت جو و عرفانى در مقابل یکدیگر قرار دارند. بعضى از علماى الهى پروتستانى آزادیخواه، عقاید مسیحى را طبق مقتضیات زمان براى متجددین تفسیر مى کنند. خودخواهى، گناه اصلى است و رستگارى در اجتناب از اغراض است. جهنم وجود ندارد ولى جهت شایستگان در جهان دیگر، سعادت برقرار است. مراسم به زبان کشورى انجام مى گیرد. افکار ملى به جدائى کلیساهاى پروتستانى کمک مى کند. از این جهت کلیساهاى کاتولیک به ذکر ارزش بین المللى بودن کلیساهاى کاتولیک مى پردازند و کلیساى پروتستان را موجد اختلاف و جدائى جامعه مسیحى مى دانند. کلیساهاى طرفدار لوتر در آلمان و کشورهاى اسکاندیناوى و کلیساهاى طرفدار کالوندر فرانسه و سویس و هلند برقرار است. کلیساى آنگلیکان و کلیساى فرقه دیگرى از پروتستان در اکوس از تأسیسات انگلستان است. از حدود پانصد سال پیش تا کنون فرقه هاى پروتستان بى شمارى در مسیحیت پدید آمده اند. پروتستانها به رهبرى متمرکز عقیده ندارند و براى روحانیت مسیحى ارزش چندانى قائل نیستند. پروتستانها بسیارى از اعتقادات فرقه هاى دیگر را رد مى کنند و نوعى مسیحیت پیراسته را مى پذیرند. البته پروتستانها نیز بسیارى اعتقادات غیر عقلانى، مانند تثلیث و فدا را همچنان حفظ کرده اند. در آئین پروتستان، مخصوصا در انگلستان و ایالات متحده آمریکا فرقه هاى بسیارى دیده مى شود که در بعضى اعمال با یکدیگر اختلاف دارند:
مغتلسه؛ تعمید کودکان را قبول ندارند، و بالغان را با فرو بردن در مایع، تعمید مى دهند. تشکیلات آنان به کلیساى ابتدائى شباهت دارد. با سوگند یاد کردن و خدمت نظام مخالفت دارند.
روشن گرایان؛ قرائت کتاب مقدس و تصفیه و تزکیه زندگى داخلى را طبق روش مخصوص از شرایط رستگارى مى دانند.
انجمن دوستان یا کاکرها؛ با دروغ و جنگ و بردگى دشمنى دارند.
مورمونها؛ کتاب مقدس را حاکم مى دانند.
یکتا گرایان؛ طرفدار آزادى کامل دینى هستند و از حکمت وحدت مطلقه خدا پیروى مى کنند و تثلیث را انکار مى کنند.
سالوتیان دسته دیگرى از فرق پروتستان اند.
صوفیان، آئین بودا و هندو و سایر ادیان را با دین مسیح جمع کرده و متحد ساخته اند.

اقدامات و افکار جان ویگلف
در قرن چهاردهم میلادى یک نفر از روحانیون انگلیسى به نام جان ویگلف علیه قدرت پاپ قیام نمود. این مرد که بین سالهاى 1384-1324 میلادى مى زیست، با مراسم عشاء ربانى، تدهین محتضر، اعتراف به گناه، صدور عفونامه از سوى پاپ و دخالت پاپ در امور سیاسى - دنیوى مخالفت کرد. پاپ او را تکفیر نمود و چهل سال پس از مرگش، جسد او را از خاک درآورده و سوزاندند. جان براى نخستین بار کتاب مقدس را به زبان انگلیسى ترجمه کرد و پیروان او مردم را آموزش مى دادند. جان ویگلف با فحشأ و فساد و شرب مسکرات در میان روحانیون بشدت مخالفت کرد. دربار انگلستان از جان حمایت کرد و همین حمایت باعث شد تا افکار او بزودى گسترش یابد. اقدامات و افکار جان ویگلف بود که زمینه هاى نهضت لوتر و کالون را فراهم ساخت. عصیان مارتین لوتر علیه مذهب مندرس و کلیساى مرتجع کاتولیک بسیار ریشه دار و عمیق بود. او نفى و محو مطلق مذهب کاتولیک را خواستار شد. کالون در ادامه راه لوتر اقدامات مشابه و مؤثرى کرد. تعالیم کالون در فرانسه طرفداران بسیارى پیدا کرد. فرقه پروتستان در حدود نود میلیون نفر پیرو دارد که اکثرا در آلمان، آمریکا و کشورهاى اسکاندیناوى سکونت دارند. کلیساى لوتر از کلیساى کاتولیک جدا است؛ و از لحاظ سلسله مراتب، اختلافاتى با آن دارد. زبان مذهبى پروتستانها، انگلیسى است.

مراسم و شعائر پروتستانها
مراسم و شعائر پروتستانها عبارت است از:
1- تعمید.
2- اعتراف غیر اجبارى
3- تناول و افطار
4- تلاوت کتاب مقدس.
5- حضور در کلیسا و قرائت ادعیه لوتر
6- ازدواج
اعیاد مذهبى پروتستانها با اعیاد کاتولیک ها یکى است. برخى آمار تعداد پروتستانها را در جهان به دویست و شش میلیون نفر مى رساند. محل اجتماع پروتستانها در انگلستان، اسکاتلند، استرالیا، آمریکا و کانادا مى باشد.

تفاوت هاى پروتستان با کاتولیک و ارتدکس
مصلحان پروتستان هیچ گونه اختلافى در محور «مسیح شناسى»، «عیسى خدایى» و «الهیات تثلیثى» با سایر مسیحیان نداشتند و همه ى آنها «اعتقاد نامه ى نیقیه» و سایر اعتقادنامه ها را تصدیق مى کردند و آموزه ى«تجسد خدا» و «تثلیث الوهیت» را کاملا قبول داشتند; در عوض در برخى مسائل اعتقادى و آیین هاى مذهبى راه خود را از دیگر مسیحیان جدا کرده بودند که برخى از آنها عبارتند:

1- یکى از مهم ترین محورهاى اختلاف میان پروتستان با دو شاخه ى دیگر، مسئله «حجیت کلیسا» است. پروتستان ها معتقدند که «کتاب مقدس و، تنها کتاب مقدس، حجت است.» در حالى که کلیساى کاتولیک معتقد است که: «مرجع تشخیص عقاید صحیح و واسطه ى فیض، کلیسایى است که سلسله ى مراتب اسقف هایش، به رسولان و در نهایت به مسیح برسد». طبق سخن کاتولیک ها کتاب مقدس باید به وسیله ى کلیسا و پاپ تفسیر گردد، در حالى که از نظر پروتستان ها کتاب مقدس به هیچ مفسرى نیاز ندارد و هر شخص مسیحى مى تواند خود به کتاب مقدس مراجعه و آموزه هاى عقیدتى و احکام عملى را از آن استفاده کند. کلیسا جماعت مؤمنان است و رئیسى جز مسیح ندارد; بنابراین هیچ فرد و نهادى واسطه ى فیض نیست. کلیساى کاتولیک و ارتدکس، در بحث حجیت کلیسا دو نکته را مطرح مى کردند:
ـ غیر از کتاب مقدس، تعالیم شفاهى دیگرى از حضرت عیسى باقى مانده و سینه به سینه نقل شده است.
ـ کلیسا معصوم است و هرگاه در موضع فتوا دادن قرار مى گیرد، با تأیید «روح القدس» از خطا در امان مى ماند. پروتستان ها هر دو امر را بى دلیل مى دانند.

2- کلیساى کاتولیک «فیض خداوند» و «اعمال صالح» را شرط سعادت بشر مى داند. اعمال نیک عبارت اند از: احکام خدا، یعنى احکام ده گانه ى عهد عتیق و اخلاق کامل مسیحیت. اخلاق مسیحیت قوانین عملى مشخصى است که برعهده اشخاص گذاشته مى شود; مانند حضور در مراسم کلیسایى، شرکت در عشاى ربانى، حضور براى اعتراف به گناه و مواردى دیگر. اما پروتستان ها در حصول نجات، «ایمان» را کافى مى دانند. مارتین لوتر معتقد بود که: «وقتى خدا فردى را مى پذیرد، او را تغییر مى دهد. پس اعمال صالح نتیجه ى ضرورى ایمان است.
3- اختلاف دیگر در مسئله ى «عشاى ربانى» است. کاتولیک ها این آیین را به منزله ى تقدیم قربانى به خداوند مى دانند که لازم است تحت اشراف روحانیان انجام پذیرد. به علاوه، بر این مطلب پاى مى فشارند که در مراسم عشاى ربانى، «نان و شراب» حقیقتا و ذاتا به «خون و گوشت مسیح» تبدیل مى شود و این آموزه را «تبدل جوهر» مى نامند. اما لوتر هر دو مطلب را رد نمود و معتقد بود که خداوند در همه جا حضور دارد و در نظریه ى «هم ذات شدن با خدا» این نکته را مطرح کرد که خداوند از همان اول در اجزاى نان و شراب حضور داشته است. البته اصلاح گران سوییسى هم چون تسوینگلى به این باور رسیدند که نان و شراب صرفا نماد حضور مسیح در آیین عشاى ربانى هستند.
4- یکى دیگر از موارد اختلاف، مسئله ى «اعتراف» است. شخص گناهکار مقابل کشیش مى ایستد و اعتراف خود را در حالى که سرش را به موازات کمربند کشیش خم کرده، اظهار و اعلام پشیمانى مى کند. کشیش نیز شخص توبه کننده را به تناسب بزرگى گناهش به دعا، روزه و زیارت هاى مخصوص مکلف مى سازد. کلیساى پروتستان مخالفت خود را با اعترافات و آمرزش گناهان به دست کشیش و با شفاعت خواستن از مقدسات اعلام کرده است. 5- کاتولیک ها به «برزخ» اعتقاد دارند. برزخ جایگاهى است که مؤمنان گناهکار، یعنى کسانى که پس از تعمید گناه کرده و مجازات دنیوى مقرر را تحمل نکرده اند، پس از مرگ مدتى در آن جا کفاره ى گناهان را مى گذرانند. ارتدکس ها هم به برزخ اعتقاد دارند ولى چنین اعتقادى نزد پروتستان ها پذیرفته نیست.
6- کاتولیک ها مناصب کلیسایى را به 7 رتبه تقسیم مى کنند، اما پروتستان ها و ارتدکس ها مناصب را تنها سه رتبه مى دانند: اسقفى، کشیشى و شماسى. به علاوه، لزوم تجرد کشیشان را هم انکار مى کنند. لوتر تأکید مى کرد که باید به کشیشان اجازه ى زناشویى داده شود.
7- دعا براى مردگان، که در کلیساى کاتولیک و ارتدکس تجویز شده است و سبب دریافت احتمالى نور الهى است، در کلیساى پروتستان فاقد ارزش است. به گفته ى لوتر، زیارت اماکن مقدس، روزه و برگزارى مراسم دعا براى مردگان، باید منسوخ شود.
8- تصاویر شخصیت هاى مقدس کلیسایى و فرشتگان، از دیرباز مورد احترام فوق العاده کلیساى کاتولیک بوده و طبق تعالیم رسمى کلیسایى، احترام به تصاویر، تنها در صورتى که به قصد احترام به شخص صاحب تصویر باشد، جایز است. پروتستان ها وجود تماثیل و تصاویر در کلیسا را جایز نمى دانند و این گونه احترام را پرستش تلقى مى کنند. امروزه بیش از نیمى از مسیحیان جهان پیرو کلیساى کاتولیک، حدود 30% تابع کلیساى پروتستان و 15% پیرو کلیساى ارتدکس هستند. کشورهاى آلمان، هلند، فرانسه، نروژ، سوئد، دانمارک، فنلاند، سوییس، آمریکا، کانادا، نیوزیلند، استرالیا و آفریقاى جنوبى از کشورهایى هستند که پروتستان در آن جا طرف داران بیشترى دارد. در حال حاضر تمام گرایش هاى پروتستانى به آمریکا راه یافته اند و این کشور از مهم ترین مراکز پروتستان به شمار مى آید. در سده ى اخیر، پروتستان ها تبلیغات مسیحیت را در ایران سازمان دهى کرده اند.

توسط در یکشنبه 21 شهریور 1389 ::  نظرات   ,  

 

ویولن

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو
ویولن
ویولن
رده‌بندی

سازهای زهی (آرشه‌ای)

محدودهٔ صوتی

کوک سیم ها و محدوده صوتیویلن

نوازندگان
طریقه نواختن

ویولون ساز زهی و آرشه‌ای است. این ساز کوچک‌ترین عضو سازهای زهی آرشه‌ای است.

برای نواختن معمولاً روی شانه چپ قرار می‌گیرد و با آرشه که در دست راست نوازنده‌است نواخته می‌شود.

کوک سیم‌های ویولن از زیر به بم به ترتیب: می (سیم اول)، لا (سیم دوم)، ر (سیم سوم)، سل (سیم چهارم).

اصوات سیم‌های مجاور نسبت به‌یکدیگر فاصله پنجم درست را تشکیل می‌دهند. در این وسعت صدا ویولن قادر است تمام فواصل کروماتیک و کوچکتر از آن را اجرا نماید.


فهرست مندرجات

[نهفتن]

[ویرایش] تاریخچه ویولون

تاریخچه ویلن در اروپا به قرن ۹ میلادی باز میگردد.بسیاری معتقدند که ویلن نمونه تکمیل شده ساز رباب است. رباب سازی است که بعدها وقتی به اروپا آورده شد و تغییراتی در آن بوجود آمد به نام ربک در اروپا شهرت گرفت. برخی بر این باورند که ساز ویلن متعلق به یک امپراطوری هند در ۵۰۰۰ سال قبل از میلاد بوده‌است و برخی دیگر ریشه ان را در افریقا و حتی کشورهای عربی میدانند. فرمهای اولیه دارای سوراخی بودند که بر روی ساز قرار داشت اما بعدها این سوراخ از بدنه سازها حذف شدند و این ساز با چهار سیم سر اغاز ساز ویلن تکامل یافته در سالهای اینده شد. در اروپا از قرن ۱۱ به بعد ساز ویلن به صورت تکامل یافته دیده می‌شود.

[ویرایش] پیشینهٔ ساز

از اولین سازندگان ویلن می‌توان به گاسپارو برتولونی ایتالیایی نام برد، که در برخی موارد وی را مخترع این ساز می‌دانند. از شاگردان مشهور گاسپارو برتولونی آندره آماتی بود که او هم بهترین سازنده ویولن در سطح جهان یعنی آنتونیو استرادیواری ایتالیایی را پرورش داد. تا کنون کسی در جهان پیدا نشده که نه تنها بتواند هنر او را تکمیل نماید بلکه قادر نبوده ویولنی بسازد که از حیث زیبایی و صوت بتواند با ویولن‌های آنتونیو استرادیواریوس برابری نماید. جلا و ظاهر خوش ویولن استرادیواریوس چیزی در حد کیفیت خورشید که روی پوست ابریشمی تابیده باشد است و هم چنین نرمی و لطافت خاص و منحصر به فرد یا می‌توان گفت پختگی.

یکی از کارهای استرادیواریوس ایجاد ویولن کنسرت است که با طنین نیرومند خود در کنسرتها مقام ارجمند دارد و موسیقی بیشتر از این لحاظ مدیون استرادیواریوس می‌باشد.

تاکنون بیش از سه سده از اختراع اولین نمونه ویولن توسط گاسپارو برتولونی میگذرد و در این مدت با وجودی که کشفیات جدیدی در علوم فیزیک و شیمی نموده‌اند نه تنها نتوانسته‌اند در ساختمان ویولن تغییری بدهند بلکه از رموز کار سازندگان قدیم نیز چیزی درک نکرده‌اند.

[ویرایش] بخش‌های ویولون

خرک (در جلو)، گریف (جسم سیاه‌رنگ در عقب) و سیم‌های ویولون

این ساز از ۵۸ قطعه مختلف ساخته می‌شود.وزن آن در حدود ۴۰۰ گرم می‌باشد.

ویلن از بخش‌های زیر تشکیل شده‌است :

  • آرشه: یا کمان ترکه‌ای چوبی است که رشته‌های موی دم اسب در طول آن کشیده شده و به دو سر آن ثابت شده‌است.
  • جعبه طنینی (جعبه ریزونانس): جعبه‌ای است که از سه بخش صفحه روئی، صفحه زیرین و زوارهای دور تشکیل شده‌است. گریف، خرک و سیم گیر در این ساز از جنس چوب آبنوس (به دلیل استحکام بیشتر)می باشد.
  • دسته یا گردن: در واقع دنباله چوب آبنوس تکیه سیم هاست که محل انگشت گذاری نوازنده در قسمت بالای آن قرار دارد. نوازنده ویولن قادر است در تمام طول چوب آبنوس انگشت گذاری کند.انتهای دسته به جعبه کوچکی (جعبه کوک) ختم می‌شود که سیم‌ها در درون آن به دور گوشی‌های کوک پیچیده می‌شوند.
  • خرک: پلیست بین سیم‌ها و جعبه طنینی. نقش خرک تقسیم راه سیم‌ها، نگه داشتن سیم‌ها با ارتفاع خاص برای عبور بر روی جعبه طنینی و انتقال ارتعاشات سیم‌ها به جعبه طنینی. در داخل جعبه طنینی استوانه چوبی کوچکی قرار دارد (تقریباً در زیر محلی که خرک قرار دارد)، که نقش آن انتقال ارتعاشات به صفحه زیرین ساز و مانعی در جهت عدم شکسته شدن صفحه روئی ساز از فشار سیم‌ها و خرک.
  • گریف: از آبنوس ساخته شده و در طول دسته ویلن چسبیده‌است و تا میانهٔ جعبهٔ ساز ادامه دارد. گریف بخشی است که نوازنده با انگشت خود سیم را به آن می‌چسباند و به این ترتیب طول سیم را کوتاه می‌کند و نت‌های مختلف را می‌نوازد.
  • سیم گیر: از آبنوس ساخته شده و در فاصله اندکی از خرک تا آخر تنه ویولن کشیده شده‌است. با زهی از جنس روده یا پلاستیک یا سیم به دکمه‌ای که در قسمت پائین جدار تعبیه شده بند می‌شود.
  • سیم‌ها: سیم‌ها از جعبه کوچک سر ساز آغاز شده در طول چوب آبنوس تکیه‌گاه سیم‌ها ادامه یافته، از روی خرک عبور کرده و در سیم‌گیر مهار می‌شوند. سیم‌های ویولن قبلا از روده گوسفند (زه) ساخته می‌شد. امروزه در سیم‌های بم‌تر، روی روده سیم فلزی نازکی می‌پیچند و در سیم‌های زیرتر از مفتول فلزی تنها استفاده می‌شود.


نقش این ساز چه در ارکسترها، به صورت گروه نوازی و چه در ارکستر مجلسی و ختی بصورت تکنوازی پر اهمیت است و بیشترین نقش را در ارکستر بر عهده دارند. نخستین سازندگان معروف ویولن ازایتالیا هستند. گاسپارو داسالو نخستین ویولن حقیقی را ساخت، اما معروفترین ویولن‌ها در شهر کرمونا ساخته شدند. آندره اماتی و فرزندش نیکولا آماتی و شاگردش آنتونیو استرادیواری، بهترین ویولن‌های دنیا را تاکنون ساخته‌اند.

[ویرایش] نوازندگی ویولون

نقش این ساز چه در ارکستر بزرگ چه به طور جمعی و انفرادی بسیار پر اهمیت است. وجهه جهانی ویولن را می‌توان در سازگاری آن با فرهنگهای مختلف و حضور این ساز در موسیقی ملل مختلف دید.


محل قرار گرفتن ویلن بر روی سطح شانه و در نزدیکی گردن نوازنده‌است.

[ویرایش] نوازندگان ویلون

با ورود ویولن به ایران برخی از نوازندگان کمانچه مانند حسین خان اسماعیل زاده، علی اصغر بهاری، حسین یاحقی و... به آموختن آن پرداختند.

از جمله نوازندگان صاحب سبک این ساز در موسیقی ایرانی می توان به ابوالحسن صبا، حسین یاحقی،پرویز یاحقی،مهدی خالدی، علی تجویدی، اسدالله ملک، حبیب‌الله بدیعی، مجتبی میرزاده، رحمت‌الله بدیعی، علی محجوبی، رکن الدین مختاری ،همایون خرم ، شجاع الدین لشکرلو و بیژن مرتضوی اشاره کرد.

توسط در جمعه 19 شهریور 1389 ::  نظرات   ,  

اگر چه گیتار تا انجای که امروزه میدانیم سازی نسبتا جوان است ولی تاریخ پیشینیان ان به هزارن سال برمی گردد. اشوری ها پارسها کلدانی ها و یهودی ها همگی انواع مختلفی از سازهای سیمی زخمه ای داشته اند و سازی که ربک(rebec) نام داشت در حمله مورها به اسپانیا در سال 711 اورده شد.

[تصویر: 29eqgex250.gif]
درطی سالها تغییرات بسیاری صورت گرفت تا اینکه در اواخر قرن 18 شکل گیتار از سازی 4و5که در قرن 17 رواج داشت به سازی 6 سیم تکامل پیدا کرد به همان شکلی که امروز میشناسیم

در اوایل قرن 19 بود که چند نوازنده بزرگ در ایتالیا و اسپانیا پیدا شدند که قصد داشتند گیتار را به عنوانه ساز معتبر کنسرت تثبیت کنند

معروف ترین انان فرنادوسور بود که در بارسلون اسپانیا در سال1778 به دنیا امد . فرناندوو در طول زندگیش(درسال 1839فوت کرد) کنسرتهای مختلفی اجرا کرد وصدها قطعه برای گیتار ساخت و تعلیم داد که شامل اتودهای برای مبتدی ها از قطعات زبر دستانه ای میشد که امروزه گیتاریست ها مینوازند.

به دلیل قریحه و مقام والای او در دنیای موسیقی بود که منتقد موسیقی فرانسه قتیس او را بتهوون گیتار لقب داد.

معاصران معروف سور کسانی مثل دایونیسیو اگوادو (متولده مادرید1784و فوت 1849) دوست و شریک دو نوازی های او که اتودها و قطعات جالب زیادی برای گیتار نوشت فردیناند کارولی ایتالیای(1853_1792) ماتیور کارکسی (1841_1770) ومائوروجولیانی (1828_1781)هستند.

همگی انان نوازندگان زبر دستی بودند که گنجینه گیتار را غنی ساختند و مهم تر از همه اینکه روش های را نوشتندتا به تحول ان دامن بزنند .متاسفانه گیتار محبوبیت خود را پس از این دوره از دست داد و این محبوبیت تا اواخر قرن19ودر اثر تلاشهای فرانسیسکو تاره گا در اسپانیا و اگوستین باریوس در امریکاجنوبیاحیا شد.

تاره گا(1909_1856) اگر چه در خانواده فقیری متولد شد ولی بر فقر خود غلبه کرد تا بتواند به خاطر ساز مورد علاقه اش نوازنده و اهنگ سازی چیره دست شود وتوانست در توسعه اساس تکنیک مدرن که گیتاریست های امروزه به کار میبرند کمک زیادی نماید.

باریوس(متولد پاراگوئه1885و وفات السالوادور1944) مهارت فوق العاده ای داشت که بر اساس روش تازه گا هم در تکنیک و هم در اهنگ سازی شخصیت برجسته ای شد و به خاطر نوازندگی حیرت انگیزش به *پاگانینی گیتار * معروف شد .

یکی از شاگردان تاره گا به نام میگوئل لیوبت کار استادش را در نیمه اول این قرن ادامه داد و به نوبه خود فردی موثر و منبع الهام برای زندگی پر اوازه اندره سگوویا شدو

سگوویا (متولد1894) با کار خستگی ناپذیرش طی 70 سال اعتباری که برای گیتار کسب کرد که همین اعتبار جایگاه ان را مثل ساز مهم کلاسیکی تضمین کرده است. کنسرت گیتاریست های برجسته امروزی مثل الیریو دیاز جان ویلیامز جولیان بریم سنت استادان قدیمی تر را ادامه میدهند و در طی کنسرت ها ضبط برنامه وتعالیمشان اینده اطمینان بخشی را برای گییتار کلاسیک رقم میزنن
لویی چهاردهم، پادشاه فرانسه ، ساز مورد علاقه اش گیتار بود و گیتار نیز می نواخت

(1615-1681) ، آهنگساز و گیتاریست ایتالیایی ، جزو اولین کسانی است که سوییت های باروک را نوشته. این سوییت ها متشکل از Allemand، Corrente وSaraband است.اگر چه در آن زمان ” سوییت” نامیده نمی شد اما مشخص بود که مجموعه باید با هم اجرا شود.

پدرFray Miguel Garcia، اولین موسیقیدانی بود که در سال 1760 برای گیتار به شیوه ی نت نگاری جدید موسیقی نوشت.

گفته می شود که Simeon N. Aksenow(1773-1853)، گیتاریست روسی، نخستین فردی است که صداهای هارمونیک را روی گیتار کشف کرد

توسط در دوشنبه 15 شهریور 1389 ::  نظرات   ,  

پیانو توسط بارتولومئو کریستو فری ( (Bartolommeo Cristoferiدر سال 1709 در ایتالیا اختراع شد.

او این ساز را ((گراوی چمبالو کول پیانو اِ فورته )) نامید که به Piano Forte یعنی (قوی و ملایم) مشهور شد اما کم کم نام نام اختصاری پیانو را به خود گرفت .

پیانوهای اولیه فاقد پدال بودند و در طول قرن هجده میلادی شکل کاملتری به خود گرفتند . پیانوهای جدید به صورتهای آکوستیک یا دیواری و گرند یا رویال ساخته شده و به بازار راه یافته اند . در دو قرن آخر آثار برجسته ای ساخته شده برای پیانو بیش از هر ساز تکنواز دیگر بوده است و این بخاطر توانایی های اجرایی بی همتا و متنوع و گستره صوتی که بیش از هفت اکتاو می باشد ،است.

گستره دینامیکی پیانو نیز پهناور است ، یعنی قابلیت ایجاد صدایی بسیار ملایم تا صدایی بسیار پر قدرت را دارد.

آهنگسازان بزرگ پیانو بسیارند  ولی می توان به (لودویک وان بتهوون)،(آمادئوس موتزارت)،(فردریک شوپن)و (فرانس لیست) اشاره کرد که همگی از بزرگترین آهنگسازان جهان به شمار می روند.

 

  • انواع پیانو:

تا چند سال قبل اگر انواع پیانو دو نوع بود امروزه با پیشرفت علم و تکنولوژی انواع پیانو به سه نوع افزایش یافته اند:

 

1.رویال یا گرند پیانو ((Royal or Grand Piano

Grand Piano

این نوع پیانو ها هم نسبت به اندازه به سه نوع تقسیم میشوند:

  Small,Medium,Larg  که از یک متر و هشتاد سانتیمتر که کوچکترین آنها است تا سه متر و گاها بیشتر میرسند.

این نوع پیانو بیشتر برای اجرای کنسرت استفاده میشوند.

 

 

2.آکوستیک یا دیواری (or up right (acoustic

Up Right Piano

این نوع پیانو ها یک نوع اند و بیشتر برای خانه یا هنرستان ها و دانشگاه ها استفاده می شوند.

و تنها فرقشان با گرند پیانو این است که در گرند پیانو چکش به صورت خوابیده به سیم میخورد ولی در آکوستیک چکش به صورت ایستاده به سیم میخورد.

 

 

3. پیانوی برقی ((Electric Piano

این پیانو ها شاید از ظاهرا مصنوعی به نظر برسند ولی این نوع پیانو ها شبیه ترین نوع ها به پیانوی طبیعی هستند و تنها فرقشان با پیانوی طبیعی این است که چکش به سنسور برخورد میکند و صدا را از طریق بلندگوهای بسیار دقیق

به گوش ما میرسانند.

همان طور خواندید انواع پیانو ها با پیشرفت علم افزایش می یابد این نوع پیانو ها نیز تا چند سال پیش یک نوع بودند ولی بعدا کمپانی های پیانو سازی بزرگ بعد از ساختن پیانوی آکوستیک برقی حتی گرند پیانوی برقی نیز درست کردند.   http://sasan-pianist.blogfa.com

تاریخچه اجتماعی پیانو

منظور از اصطلاح تاریخچه اجتماعی پیانو، بررسی نقش این ساز در فعالیت های اجتماعی و زندگی روزمره مردم است. پیانو در اوایل قرن هجدهم اختراع شد و امروزه به عنوان سازی پرطرفدار در اقصی نقاط جهان به چشم می خورد.


در قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم، پیانو در زمره سازهایی بود که خریداری آن برای قشر متوسط جامعه ممکن نبود و تنها خانواده های اصیل و طبقه اشراف، امکان در اختیار داشتن این ساز را دارا بودند. اساتید موسیقی به فرزندان دختر خانواده های اشرافی پیانو درس می دادند. در آن زمان تفکر عمومی بر این اصل استوار بود که مهارت در نواختن پیانو، برای هر زن جوان یک ویژگی برجسته به هنگام ازدواج محسوب می شود.

شوپن معلم پیانو همسر چارلز داروین
دختران جوانی که در سنین کودکی مشق پیانو می گرفتند، در بزرگسالی نواختن پیانو، سرگرمی اوقات فراغت آنها در خانه به شمار می رفت. به عنوان مثال استاد پیانوی اما وجوود (1808-1896 Emma Wedgwood) همسر چارلز داروین (Charles Darwin تئوریسین نظریه تکامل) و نواده کارخانه دار متمولی با نام جاشوآ وجوود (Josiah Wedgwood)، کسی نبود جز موسیقیدان نامدار دوران رمانتیک فردریک شوپن! اما (Emma) حتی پس از ازدواجش با چارلز، پیانو را با مهارت کامل می نواخت.

بسیاری از دختران جوان اروپا در دوران مختلف تحت تاثیر اساتیدی چون هایدن، موتسارت و بتهوون و ... در آینده به نوازندگان برجسته ای تبدیل شدند. اما برگزاری کنسرت و حضور در مجامع حرفه ای تنها مختص مردان جامعه بود.

ورود پیانو به منازل قشر متوسط
در طول قرن های نوزده و بیست که طیف گسترده ای از جمعیت کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی را طبقه متوسط تشکیل می داد؛ این قشر از جامعه به موفقیت های بیشتری در جامعه دست پیدا کردند، همین قضیه سبب ورود پیانو به منازل آنها شد و به تدریج تعداد خانواده هایی که استطاعت خرید این ساز را داشتند بیشتر و بیشتر شد.

به علاوه حضور پیانو در مکان های عمومی مانند مدارس، هتل ها و رستوران ها پر رنگ تر از قبل شد. عنصری که سمبل طبقه متوسط جوامع غربی بود به تدریج به کشورها و اقوام دیگر نیز وارد شده و در بین آنها رواج یافت. کشور ژاپن مثال روشنی از این قضیه است.

امروزه در قرن 21 هنوز بسیاری از والدین معتقدند یادگیری نواختن پیانو به کودکانشان تمرکز و انضباط می آموزد.
رواج پیانو در میان طبقه متوسط تاثیر بسزایی بر عرصه موسیقی و پیشرفت آن به جا گذاشت، به منظور درک بهتر این موضوع بد نیست به دورانی نظر بی افکنیم که هنوز تجهیزات الکترونیکی و مکانیکی ساخته نشده بود. در آن زمان موسیقی و آواز در بین عوام و کارگران کارخانه ها به صورت سینه به سینه و از طریق شنیداری از نسلی به نسل دیگر منتقل می شد.

به عنوان مثال خانواده ژوزف هایدن (1732-1809 Joseph Haydn) که سواد موسیقی آکادمیک نداشتند، پدرش چنگ می نواخت و اعضای خانواده معمولا به صورت دسته جمعی ساز می زدند و آواز می خواندند. با بهبود وضعیت اقتصادی قشر متوسط، پیانو به عنوان سازی جدید به منازل کلیه خانواده هایی که علایق موسیقیایی داشتند، وارد شد و تبدیل به منبع اصلی موسیقی در خانه ها شد.

نوازندگان تازه کار پیانو، معمولا آثار آهنگسازان هم عصر خود را اجرا می نمودند. اساتید موسیقی معاصر، کتاب ها و متدهای مختلفی برای هنرجویان پیانو، که تعدادشان به شدت افزایش یافته بود تنظیم می کردند. به علاوه هر استاد، نمونه هایی از آثار کلاسیک را اجرا می نمود که کارآموزان بتوانند آنها را به عنوان الگوی اجرایی مورد استفاده قرار دهند. بدین ترتیب هر نوازنده تازه کار می توانست درک کاملی از اجرای درست اثر در اختیار داشته باشد، حتی اگر نمی توانست اثر مربوطه را از ابتدا تا انتها به طور کامل اجرا نماید.

در آن زمان بزرگترین تفریح در منازل نواختن پیانو به صورت دو نفره بود، بدین ترتیب که دو تن از اعضای خانواده در مقابل یک پیانو می نشستند و آهنگی را می نواختند، در بسیاری از موارد افراد دیگر فامیل با سازهای دیگر یا آواز، نوازندگان پیانو را همراهی می کردند.

در این میان، والدینی که فرزندانشان استعداد خارق العاده ای در این زمینه از خود نشان می دادند، آنها را به ادامه فعالیت های موسیقی به صورت حرفه ای تشویق می نمودند، در موارد بسیاری نیز خانواده برای مهیا نمودن شرایط لازم جهت عملی نمودن چنین تصمیمی، ناچار به فداکاری و از خودگذشتگی های بسیاری می شد.

پیشرفت تکنولوژی بتدریج پیانو را از بسیاری منازل دور کرد
آرتور اشنبل (Artur Schnabel) در کتاب "زندگی من و موسیقی (My Life and Music)" تجربیات شخصی زندگی اش را در این زمینه، در شرایط حاکم بر اواخر قرن نوزدهم، به طور کامل شرح داده است.

"تا زمانی که پیشرفت تکنولوژی امکان گوش دادن به موسیقی غیر زنده را فراهم نمود، پیانو جایگاه خود را در بین خانواده ها حفظ کرد. player piano یا پیانوی اتوماتیک، اولین وسیله ای بود که در این زمینه ساخته شد. به دنبال آن دستگاههای گرامافون به بازار آمد و در دهه پیش از شروع جنگ جهانی اول به شدت رواج یافت."

"پس از آن در دهه 1920 با اختراع رادیو تحول بزرگی در دنیای موسیقی پدیدار گشت. در دهه 1930 در زمان رکود اقتصادی (Great Depression)، فروش دستگاههای پیانو به شدت کاهش یافت و بسیاری از کارخانه های سازنده این ساز ورشکست شدند."

در اواخر قرن بیستم نیز با به روی کار آمدن کیبوردهای الکترونیک و استقبال عمومی از این وسیله، ضربه دیگری بر بازار فروش پیانو وارد شد. هر چند این ساز جدید که به مراتب ارزانتر از پیانو نیز بود، جایگزین بسیار ضعیفی برای کیفیت صدای بسیار بالای پیانو محسوب می شد، اما به دلیل انعطاف پذیری بیشتر و سهولت یادگیری برای اجرای آهنگ های مردمی، انتخاب مناسب تری برای کاربران به شمار می رفت.

به هر ترتیب، تا به امروز نیز پیانو جای خود را در بسیاری از منازل قرن بیستم و بیست و یکم حفظ نموده است. پیانو هایی که امروزه خریداری می شوند در مقایسه با چندین دهه قبل از کیفیت بسیار بالاتری برخوردارند و قیمتشان نیز بسیار گرانتر است. شاید بتوان گفت امروزه نواختن پیانو مختص خانواده های تحصیل کرده و یا مرفه از طبقه متوسط اقتصادی است.

بدون شک امروزه دیگر مهارت در نوازندگی پیانو از خصوصیات بارز یک دختر جوان به هنگام ازدواج محسوب نمی گردد، اما هنوز نیز بسیاری از والدین معتقدند یادگیری نواختن پیانو به کودکانشان تمرکز و انضباط می آموزد و دری را برای ورود آنان به عرصه موسیقی کلاسیک می گشاید.

توسط در شنبه 13 شهریور 1389 ::  نظرات   ,  

The showdown between Jose Mourinho and Louis Van Gaal is now set for the Champions League final (Getty Images).

توسط در پنجشنبه 9 اردیبهشت 1389 ::  نظرات   ,  


خوزه ماریو داوس سانتوس مورینیو فلیکس معروف به خوزه مورینیو متولد 26 ژانویه 1963 در ستوبال یک مربی پرتغالی فوتبال است. او مدت‌ها مربی باشگاه چلسی بود ولی روز بیستم سپتامبر 2007 این باشگاه را ترک کرد و پس از آنها در هیچ باشگاهی کار نکرده است و هنوز برکناری او در پرده‌ای از ابهام است.
مورینیو در چهار لیگ متوالی (دو لیگ در پورتو و دو لیگ در چلسی) توانست تیم خود را در صدر باشگاه‌ها قرار دهد و در دو سال متوالی (2005-2004) از سوی فدراسیون بین‌المللی فوتبال لقب بهترین مربی دنیا را از آن خود کرد.

پدر مورینیو «فلیکس مورینیو» یک دروازه‌بان و مربی پرتغالی بود و مادرش «ماریا جولیا» در مدرسه تدریس می‌کرد. خانواده مورینیو همگی به فوتبال علاقه‌ای خاص داشتند. پدر خوانده ثروتمند خوزه، رییس باشگاه بزرگ فوتبال شهر «ستوبال» بود. خوزه از همان دوران کودکی در مدیریت و برنامه‌ریزی استاد بود و برنامه‌ بازی‌های تیم پدرش را ترتیب می‌داد.
پس از پایان تحصیلات به مدرسه آمادگی جسمانی لیسبون رفت ولی مدتی بعد مادرش که از توانایی مدیریت او اطلاع داشت نام او را در مدرسه مدیریت ثبت‌نام کرد اما خوزه از آن مدرسه خوشش نیامد و دوباره در مدرسه آمادگی جسمانی شرکت کرد و پنج سال بعد از آن‌جا مدرک گرفت.
مورینیو دوره مربیگری خود را در اسکاتلند گذراند و سپس به پرتغال برگشت و مربی ورزش یک دبیرستان شد. او مدتی در باشگاه‌های کوچک و متوسط پرتغال بازی و در همان زمان تحصیل نیز می‌کرد. اما در زمینه بازی توفیق چندانی نیافت. در دهه نود مدتی را به مربی‌گری پرداخت و پس از آن با لقب «ترادیوتور» (مترجم) معروف شد چون مترجم یا مفسر «سر بابی رابسون در باشگاه‌های «اسپورتینگ» و «پورتو» بود. در سال 1996 به همراه رابسون به بارسلونا رفت و همچنان مترجم او بود. پس از رفتن رابسون او همچنان در بارسلونا ماند و با جانشین هلندی رابسون یعنی «لوییس ون‌گال» کار کرد. مورینیو انسانی بی‌نهایت بااعتماد به نفس و باشخصیت بود و همین موضوع باعث شد پیشرفت چشمگیری کند. او در کلاس‌های مربیگری و مدیریت شرکت می‌کرد و ناگهان همه شنیدند که او مربی تیم دوم بارسلونا شده است.




رویای او برای سرمربی شدن سرانجام در سال 2000 تحقق یافت و او مربی بنفیکا شد ولی با تغییر سرپرستی باشگاه و روی کار آمدن سرپرست جدید، مورینیو در تاریخ پنجم دسامبر 2000 برکنار شد و مربی یک تیم سطح پایین شد.
در سال 2002 مورینیو مربی باشگاه «پورتو» شد. باشگاهی که بسیار ضعیف کار می‌کرد در آن سال و تحت مربیگری مورینیو تیم سوم کشور شد و مورینیو قول داد سال آینده آن تیم را تیم اول سازد و خود تشکیل یک تیم قهرمانی بدهد و همین کار را هم کرد تا جایی که قهرمان جام باشگاه‌های اروپا شد. قبل از قبول پیشنهاد چلسی برای عنوان مربیگری آن تیم، مورینیو باشگاه لیورپول را که آن تیم هم خواستار این مربی بود ترجیح می‌داد و می‌گفت: «لیورپول تیمی است که علاقه همه را برمی‌انگیزد ولی من به چلسی علاقه چندانی ندارم چون چلسی یک پروژه جدید با سرمایه‌گذاری بالاست. فکر می‌کنم در چلسی اگر یک مربی برنده نشود، آبراموویچ فورا او را برکنار می‌کند. به همین دلیل کار در آن جا یک شغل مطمئن نیست.»
ولی سرانجام مورینیو در ژوئن سال 2004 با حقوق سالانه 2/4 میلیون یورو که در سال 2005 به 2/5 میلیون یورو افزایش یافت به باشگاه چلسی پیوست و عنوان گران‌ترین مربی فوتبال را به خود اختصاص داد.روز بیستم سپتامبر 2007 و با موافقت دو جانبه، مورینیو باشگاه چلسی را ترک کرد. کمی قبل از ترک مورینیو باشگاه تشکیل جلسه داده و به این نتیجه رسیده بود که وقت آن است که مربی خود را تعویض کنند. این اقدام چلسی خشم هواداران این تیم را برانگیخت. فردای آن روز چلسی اعلام کرد «اورام گرنت» جایگزین مورینیو شده است. در طول چهار فصل حضور او در چلسی، او در هیچ یک از بازی‌های داخلی تیمش شکست نخورد.

خوزه مورینیو در سال ۲۰۰۸ قراردادی را با تیم اینتر میلان منعقد کرده و سمت مربیگری این تیم را بر عهده گرفته است.

1987 گذراندن دوره مربی گری زیر نظر مدرسان یوفا در انگلیس

1992 مترجم رابسون در اسپورتینگ

1994 دستیار رابسون در در پرتو

2 بار قهرمانی لیگ پرتقال . 1بار قهرمانی جام حذفی و سوپر جام پرتقال افتخارات این مربی تا سال 96 در پورتو بود

96رفتن همراه رابسون به عنوان دستیار به بارسلونا

96تا 97 قهرمانی جام حذفی اسپانیا سوپر جام و قهرمان جام برندگان جام اروپا

97 رفتن رابسون از بارسا و امدن ونگال و ماندن مورینیو به عنوان دستیار ونگال

98و99 قهرمان اسپانیا

2002 رفتن به پورتو

2003 قهرمان یوفا

2004 قهرمان جام باشگاههای اروپا
خرداد 83 رفتن به چلسی قهرمانی جام اتحادیه انگلیس و قهرمانی لیگ برتر انگلیس بعد از50 سال

توسط در پنجشنبه 9 اردیبهشت 1389 ::  نظرات   ,  

برای مطالعه مطلبی در رابطه با شرایط لشگریان ایرانی در زمان داریوش کبیر و سربازان یونانی به رهبری اسکندر به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

در بهار سال 334 قبل از میلاد، قشون پارمنیون (Parmenion) از افسران مورد اعتماد مقدونیان هنگام پادشاهی فیلیپ دوم (Philip II) و حامی بزرگ اسکندر، از داردانل (Dardanel) عبور کردند و ایرانیان از همان روزهای اول نتوانستند در برابر او از خود مقاومت منظمی نشان دهند. اسکندر پس از آنکه در ایلیون پیاده شد، استقلال این شهر را اعلام کرد و آنرا از پرداخت خراج به ایرانیان معاف داشت و سپس راه خود را پیش گرفت و به قوای اصلی ملحق شد.

قشون اسکندر از لحاظ عده زیاد نبود و از سی هزار پیاده و پنج هزار سواره تشکیل شده بود. که از این عده نه هزار نفر شش جناح را به وجود می آوردند و سه هزار نفر آنها سه دسته پیاده مسلح به اسلحه های میان وزن بودند. یکی از این دسته ها آگما نام داشت که گارد مخصوص اسکندر بود. پیاده های یونانی بطور تخمینی از دوازده هزار نفر تشکیل می شدند که شامل متحدین و مزدوران بودند. سایر قسمت های پیاده مرکب بود از دسته های مسلح به اسلحه سبک. پر ارزش تر از همه آنها کمان داران جزیره کرت (Crete) بودند.

سواره نظام از هشت دسته سنگین اسلحه شامل یاران پادشاه که از نجبا بودند و دسته سواره نظام فسال (Fesal) و سایر دسته های نسبتآ کوچک تشکیل می گردید. علاوه بر اینها اسکندر با خود حدود یکصد و شصت فروند کشتی به همراه آورده بود. به دنبال قشون عراده ها حرکت میکرد. در قشون اسکندر عملیات محاصره بسیار خوب انجام می شد و بنابراین در معیت عراده ها انواع ماشین های محاصره و دسته های مخصوصی که برای اینکار اختصاص داده بودند، حرکت می کرد.

ستاد فرماندهی ارتش عبارت بود از یک عده نزدیکان و دوستان مورد اعتماد پادشاه که به فنون جنگی کاملآ آشنا بودند. در میان این عده افراد برجسته ای وجود داشتند که بعدها در تاریخ آسیا نقش مهمی را ایفا کردند. لازم است در اینجا به وضع مرتب و نظم امور ستاد نیز اشاره شود. در این لشکر کشی روزانه کلیه وقایع ثبت می شد و همین یادداشت ها بعدعا پایه و اساس شرح لشکر کشی های اسکندر قرار گرفت.

حسن تهیه مقدمات لشکرکشی گواهی می دهد که اسکندر نقشه های وسیع جنگی داشته است، هر چند که این پادشاه جوان مقدونی در اولین مرحله فعالیت خود شاید تصور اینکه ممکن است بتواند حکومت ایران را در آن زمان مغلوب سازد و بر دنیا تسلط پیدا کند را محال می دانسته است ... اما در اولین نبردی که در گرفت ضعف و ناتوانی حکومت هخامنشیان و در مقابل امکان فتوحات بعدی برای اسکندر آشکار گردید.

در مقابل ارتش کثیر داریوش سوم از عناصر و افراد مختلف تشکیل شده بود که از لحاظ نطامی ارزش آنان برابر نبود. انضباط، فوق العاده ضعیف بود و آن اراده و ایمانی که ارتش قلیل تعلیم یافته و مجرب اسکندر برای وصل به فتح و پیروزی در دل داشتند، در ارتش داریوش وجود نداشت. از شرحی که هرودوت در باره ارتش خشایارشا بیان داشته معلوم می شود که پایه و اساس این ارتش را پیاده نظام و افراد داوطلب ایلاتی تشکیل می داده ولی سواره نظام اهمیت فوق العاده ای داشته است.

داریوش سوم برای اینکه با روش جنگجویان یونانی ارتش خود را هماهنگ نماید سعی می کرد که یک پیاده نظام منظم به وجود بیاورد و او قبل از همه چیز به مزدوران یونانی، که تعداد آنها چندان هم کم نبود، اتکا داشت و فرمانده بسیار لایقی بنام ممنون (Memnon) آن سپاه را رهبری می کرد.

آمار کلی ارتش داریوش معلوم نیست و فقط می توان حدس زد که عده افراد آن از سپاهیان اسکندر کمتر نبوده است.


برگرفته از کتاب تاریخ ایران باستان نوشته میخائیل میخائیلوویچ دیاکونوف ترجمه روحی ارباب

توسط در جمعه 3 اردیبهشت 1389 ::  نظرات   ,  


در 463 ق / 1070 م، امپراتور روم شرقی - آرمانیوس دیوجانس - برای دستیابی به بغداد و از بین بردن خلیفه، و پراکنده کردن آیین مسیحیت در کشورهای اسلامی و نشاندن یکی از پیشوایان ترسایان در بغداد به جای خلیفه، با سپاهی گران از راه ارمنستان و ایران آهنگ بین النهرین «میانرودان» را داشت.

مورخان شمار سپاهیان امپراتور را با ناسازگاری 200 هزار، 300 هزار، و حتی 600 هزار نفر نوشته‏اند. اما به نظر می‏رسید که گفته راوندی در این باره که رقم 300 هزار را پذیرفته و ترکیب سپاه را از رومیان و ارمنیها دانسته، به حقیقت نزدیکتر باشد. چون الب ارسلان از قصد امپراتور روم آگاه شد با 15 هزار سپاه رهسپار آذربایجان گردید و در ملاذگرد، بین اخلاط و ارزروم اردو زد.

اما پس از آن که از انبوهی شمار سپاه امپراتور آگاه شد، به اشاره ساوتکین فرمانده کل سپاه، فرستاده‏ای نزد آرمانیوس فرستاد تا درباره صلح و سازش گفتگو کنند. آرمانیوس این پیشنهاد الب ارسلان را نشان ضعف و ناتوانی سلطان دانست و در پاسخ گفت که در ایران با یکدیگر گفتگو خواهند کرد.

اسارت الب ارسلان به دست رومیان

از حوادث روزگار، روزی سلطان به همراه صد تن از سواران خود در شکارگاه بود که رومیان بر وی تاختند و الب ارسلان را با همراهانش اسیر و زندانی نمودند، اما نمی‏دانستند که سلطان در میان اسیران است.

چون خواجه نظام الملک از این رویداد آگاه شد، این راز را پنهان داشت و شایعه کرد که سلطان بیمار است و خود با پزشکان رفت و آمد می‏کرد. در این بین، نماینده‏ای از سوی امپراتور پیام آورد که دیوجانس آماده گفتگو درباره صلح است. خواجه نظام الملک گفت که سلطان بیمار است، اما پذیرفته که پیمان سازش منعقد شود.

در بازگشت روم، خواجه رو به آنها کرده و گفت، امپراتور از سویی خواهان صلح و سازش است و از سوی دیگر گروهی از بندگان شاه را در شکارگاه گرفته محبوس ساخته است. شما به زودی آنها را آزاد سازید تا به سازش نشینیم. نمایندگان چون نزد آرمانیوس رسیدند، پیام خواجه را گفتند و امپراتور دستور داد بی‏درنگ، اسیران را آزاد و باز فرستند. نظام الملک و امیران و بزرگان دولت در حال پیشواز، زمین را بوسیدند، رومیان چون این تعظیم و تکریم بدیدند در شگفت شدند و از فرصت از دست رفته افسوس خوردند.

تدارکات نظامی الب ارسلان جنگ با روم

الب ارسلان پس از سازش با امپراتور، بلافاصله به تبریز بازگشت و به گردآوری سپاه پرداخت. در یکی از بازدیدهایش از لشکر، غلامی باریک اندام خود را برای جنگ با رومیان به لشکر معرض کرد. فرمانده سپاه با شگفتی از غلام پرسید که از جثه کوچکی چون تو در این نبرد بزرگ چه کار آید، و سلطان به شوخی پاسخ گفت «شاید قیصر روم به دست وی گرفتار شود».

سران سپاه سلطان - سلیق، منکوچک، دانشمند، جاولی، و چالدوز - به همراه سلطان و با لشکری عظیم عازم قفقاز شد و در ملاذگرد با سپاه امپراتور مصاف داد که منجر به شکست سخت امپراتور شد. از قضا، همان غلام کوچک اندام، امپراتور را اسیر و به نزد الب ارسلان آورد.

سلطان، امپراتور را پذیرایی شایان نمود و انجمن جشن و سرور بر پا ساخت. هنگام باده گساری، الب ارسلان از امپراتور پرسید که اگر من به دست تو می‏افتادم چه می‏کردی؟ و امپراتور پاسخ داد که بی درنگ تو را سیاست می‏کردم. اما روز بعد که مستی از سر وی پرید به سلطان گفت «اگر پادشاهی ببخش، اگر قصابی بکش، و اگر بازرگانی بفروش. سلطان دو حلقه در گوش او کرد و فرمود به آسودگی و خوشدلی به کشور خود بازگرد.

فرجام قیصر روم

قیصر روم نیز پذیرفت که هر روز یک هزار دینار به عنوان خراج به سلطان بپردازد و این پول را در دو نوبت از سال بفرستد و هنگامی که سلطان نیاز پیدا کرد ده هزار سوار به کمک او گسیل دارد و اسیران مسلمان را که در روم زندانی بودند، آزاد کند.

با این شرایط قیصر به روم بازگشت و سلطان نیز رهسپار آذربایجان شد. چون امپراتور به کشور خویش رسید، از تعهدات خود سر باز زد و الب ارسلان به همین انگیزه به امیران سلجوقی دستور داد به شهرهای روم یورش برند و هر مکانی را که گشودند، فرزندان و بازماندگان امیران بر آن کرانه‏ها فرمانروا باشند.

بنابراین امیر سلیق، از روم و کرانه‏ها آن و امیر آرتق، شهرهای ماردین و آمِد، و امیر دانشمند قیصریه و سیواس، چاولی؛ کرانه مرعشی و امیر منکوچک، شهرهای غازی، ارزنجان و کرانه‏های دیگر را گرفتند. اما به زودی بر سر بخش کردن قلمروهای متصرف شده به نزاع پرداختند تا آن که در زمان سلطان ملکشاه و به اشارت نظام الملک، امیر سلیمان فرزند قُتُلمش به فرمانروایی آن کرانه‏ها رسید و کار کشمکش و پیکار بین امیران پایان گرفت.

توسط در سه شنبه 10 فروردین 1389 ::  نظرات   ,  

یعقوب (پسر ِ) لیث یکی از پادشاهان ایران از دودمان صفاری بود. یعقوب بن لیث مردی بود از قریه قرنین در سیستان افغانستان لیث پدر یعقوب در سیستان شغل رویگری داشت. او سه پسر داشت بنام‌های یعقوب و عمر و علی. هر سه پسران لیث حکومت کردند اما دوره حکومت آنان چندان نپایید. یعقوب نیز در اوایل مانند پدر رویگری می‌کرد و هرآنچه بدست می‌آورد به دوستانش ضیافت می‌کرد. چون به سن رشد رسید عده‌ای از عیّاران او را به سرداری خود برگزیدند.

در سال ۲۳۷ که طاهر بن عبدالله در خراسان حکومت می‌کرد مردی از اهل بُست به‌نام صالح بن نصر کنانی بر سیستان چیره شد و یعقوب به خدمت وی در آمد. طاهر که مردی با تدبیر بود صالح بن نصر را از سیستان براند و پس از وی درهم بن نصر (یا نضر) خروج کرد و سیستان را تصرف نمود و سپاهیان طاهر را از سیستان براند. درهم که نتوانست از عهده‌ای سپاهیان برآید یعقوب را سردار سپاه خویش تعین کرد. سپاهیان چون ضعف فرماندهی درهم را دیدند از فرماندهی یعقوب اسقبال نمودند.

پس از چندی والی خراسان با تدبیر درهم را اسیر کرد و به بغداد فرستاد، او مدتی در بغداد زندانی بود بعد آزاد گردید و به خدمت خلیفه در آمد. درین زمان است که کار یعقوب نیز بالا می‌گیرد او به دفع خوارج می‌رود. یعقوب چون مردی با تدبیر و عیار بود تمام یارانش از وی چنان فرمانبرداری می‌کردند که برون از تصور بود. یعقوب بعد ار ضبط سیستان رو به خراسان نهاد ولی چیزی نصیبش نشد. باز بار دیگر در سال ۲۵۳ رو به خراسان نهاد. این بار شهرهای هرات و پوشنگ را بگرفت و از آنجا رو به کرمان نهاد و گماشته حاکم شیراز در کرمان را بگرفت. پس از آن رو به شیراز نهاد با حاکم فارس جنگیده و آن را نیز بدست آورد. یعقوب بعد از واقعه چند نفر از طرفداران خود را با پیشکش‌های گرانبها نزد خلیفه بغداد فرستاد و خود را مطیع خلیفه اعلان کرد.

یعقوب در سال ۲۵۷ باز به فارس لشکر کشید و خلیفه المعتمد به وی پیغام داد که ما ملک فارس را به تو نداده‌ایم که تو به آنجا لشکر کشی کنی. المؤفق برادر خلیفه که صاحب اختیار مملکت بود پیامی نزد یعقوب فرستاد مبنی بر اینکه ولایت بلخ و تخارستان و سیستان مربوط به یعقوب است. یعقوب نیز بلخ را تصرف نموده متوجه کابل شد والی کابل را اسیر و شهر را تصرف نمود. پس از آن به هرات رفت و از آنجا به نیشاپور و محمد بن طاهر حاکم خراسان را با اتباعش اسیر و به سیستان فرستاد و از آنجا روانه طبرستان شد تا در آنجا با حسن بن زید علوی بجنگد. حسن درین جنگ شکست خورد فرار نمود و به سرزمین دیلمان رفت. یعقوب از ساری به آمل رفت و خراج یکساله را جمع کرد و روانه دیلمان شد، در راه در اثر بارش باران عده زیادی از سپاهیانش کشته شده و خود مدت چهل روز سرگردان می‌گشت. یعقوب پیامی نزد خلیفه فرستاد مبنی بر اینکه طبرستان را فتح کرده حسن را منزوی ساخته‌است به امید اینکه مورد نظر خلیفه واقع گردد. اما خلیفه حکمی را توسط حاجیان به خراسان فرستاد که چون وی از حکم ما تمرد کرد و به حکومت سیستان بسنده نکرد او را در همه جا لعن کنند.

فهرست مندرجات

[نهفتن]

[ویرایش] پدر زبان پارسی بعد از اسلام در ایران

یعقوب لیث صفار نخستین کسی بود که زبان پارسی را ۲۰۰ سال پس از ورود اسلام به ایران، به عنوان زبان رسمی ایران اعلام کرد و پس از آن دیگر کسی حق نداشت در دربار او به زبانی غیر از پارسی سخن بگوید. دکتر محسن ابوالقاسمی در کتاب «تاریخ زبان فارسی» آورده‌است:«.... در سال ۲۵۴ هجری، یعقوب لیث صفار، دولت مستقل ایران را در شهر زرنج سیستان تاسیس کرد و زبان فارسی دری را زبان رسمی کرد که این رسمیت تا کنون ادامه دارد.» در منابع کهن نیز از این رویداد نام برده شده‌است. نویسنده «تاریخ سیستان» چنین روایت کرده‌است: یعقوب فرا رسید و بعضی از خوارج که مانده بودند ایشان را بکشت و مال‌های ایشان برگرفت. پس شعرا او را شعر گفتندی به تازی: قد اکرم الله اهل المصر و البلد بملک یعقوب ذی الافضال و العدد. چون این شعر برخواندند او عالم نبود، در نیافت، محمدبن و صیف حاضر بود و دبیر رسایل او بود و بدان روزگار نامه پارسی نبود، پس یعقوب گفت: «چیزی که من اندر نیابم چرا باید گفت؟» محمد وصیف پس شعر پارسی گفتن گرفت و اول شعر پارسی اندر عجم او گفت.» فارسی، یا فارسی دری یعنی رسمی، دنباله پارسی میانه زردشتی است. تا عهد یعقوب لیث، زبان رسمی ایران یا حکومت‌های ایران، زبان عربی بود. یعقوب در سال ۲۵۴ هجری قمری زبان پارسی را رسمی کرد و زبان رسمی ایرانی است. پس از یعقوب هم سامانیان و آل بویه این زبان را گسترش دادند و از نابودی آن جلوگیری کردند، دولت سامانی به رواج زبان فارسی علاقه مند بود و دولت غزنوی، فارسی را در هندوستان رایج کرد. زبان فارسی در دربار مغولی هند، زبان رسمی بود. رواج فارسی در هند سبب شد زبانی به وجود آید به نام اردو که زبان رسمی دولت پاکستان شد و به الفبایی که از الفبای فارسی گرفته شده، نوشته می‌شود. زبانی که در هند، آن را هندوستانی می‌نامند و به الفبایی که از الفبای سنسکریت گرفته شده، نوشته می‌شود، با اردو یک منشأ دارد. سلجوقیان زبان فارسی را در آسیای کوچک رایج کردند. در دولت عثمانی زبان فارسی رایج بود. برخی از سلاطین عثمانی چون محمد فاتح و سلیم اول به فارسی شعر سروده‌اند. اما تسلط استعمار بر کشورهای شرق سبب شد که از رواج فارسی کاسته شود.

[ویرایش] کشمکش میان صفاریان و خلافت بغداد

محمد بن واصل تمیمی بر فارس چیره شده بود. المتعمد عباسی فارس را به موسی بن بغا داد، موسی نیز عبدالرحمان بن مفلح را به جنگ محمد بن واصل فرستاد، عبدالرحمان شکست خورد و اسیر شد. چون یعقوب در سیستان خبر بالا گرفتن کار ابن واصل را شنید طمع در ولایت فارس بست، در حالیکه محمد بن واصل در اهواز بود وی رو به فارس نهاد و فارس را تصرف کرد. در سال ۲۶۲ یعقوب از فارس رو به خوزستان نهاد. چون خبر به خلیفه المعتمد رسید فرمان حکومت خراسان، گرگان، طبرستان و ری و فارس را در حضور حاجیان به شمول شرطگی بغداد به وی داد. اما یعقوب راضی نشد و به خلیفه پیغام داد که به چیزی راضی نیست جز رسیدن به بغداد. خلیفه برادرش الموفق را به جنگ با یعقوب فرستاد، یعقوب درین جنگ شکست خورد و فرار کرد. بسیاری از اموال یعقوب بدست سپاهیان بغداد افتاد، و به نام غنیمت به بغداد برده شدند. المؤفق به علت بیماری به بغداد بازگشت و یعقوب نیز در گندی‌شاپور به قولنج مبتلا گشت. خلیفه رسولی را با منشور ولایت فارس و استمالت نزد یعقوب فرستاد. یعقوب قدری نان خشک و پیاز و شمشیر را پیش روی خود نهاد و به رسول گفت: «به خلیفه بگو که من مردی رویگر زاده‌ام و اکنون بیمارم و اگر بمیرم تو از من رها می‌شوی و من از تو، اگر ماندم این شمشیر میان ما داوری خواهد کرد، اگر من غالب شوم که به کام خود رسیده باشم و اگر مغلوب شوم این نان خشک و پیاز مرا بس است.»

یعقوب در سال ۲۶۵ در گندی شاپور در اثر قولنج در گذشت. یعقوب را مردی باخرد و استوار توصیف کرده‌اند. حسن بن زید علوی که یکی از دشمنانش بود او را نسبت استقامت و پایداریش سندان لقب داده بود.

[ویرایش] آرامگاه یعقوب لیث صفاری

آرامگاه یعقوب لیث اکنون در ۱۲ کیلومتری جنوب شرقی دزفول در روستایی به نام اسلام‌آباد دزفول یا شاه‌آباد دزفول قرار دارد. قدمت آرامگاه یعقوب لیث صفاری، به دوره سلجوقی تا قاجار می‌رسد و در روستایی در ۱۰ کیلومتری دزفول (سمت راست جاده دزفول شوشتر) واقع شده‌است. بنا احتمالا آرامگاه شاه ابوالقاسم، سردار نامی ایران، یعقوب لیث صفاری، است که در شهر جندی شاپور وفات یافته‌است. آرامگاه با گنبد مضرس ساخته شده و با توجه به مرمت‌های مختلف، قدیمی‌ترین قسمت آن مربوط به دوره سلجوقی است.پرونده:مجسمه یعقوب لیث.jpg

توسط در سه شنبه 10 فروردین 1389 ::  نظرات   ,  
(تعداد کل صفحات=7) :   1، 2، 3، 4، 5، 6، 7،